محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

698

مخزن الأدوية ( ط . ج )

عطسه بسيار و مهلك و تدبير آن تدبير افربيون و جندبادستر سياه خورده است و مذكور شد . ضماد آن محلل اورام صلبه است در چند ساعت . لبن اليتوعات به فتح ياى مثناة تحتانيه و ضم تاى مثناة فوقانيه و سكون واو و فتح عين مهمله و الف و تاى مثناة فوقانيه . ماهيت آن : شير نباتات شيردار است مانند مازريون سياه و فرفيون و سقمونيا و امثال اينها . افعال و خواص مجموع آن : از سموم و مسهل قوى به عنف و شير هر نباتى در ذيل آن مذكور مىشود و آنچه نامى مخصوص ندارد در يتوعات در حرف الياء مع التاء مذكور خواهد شد و اعراض و تدبير آن مانند اعراض و تدبير افربيون خورده است و مذكور شد . فصل اللام مع التاء المثناة الفوقانيه لتكو فتح لام و سكون تاى مثناة فوقانيه و ضم كاف و واو . ماهيت آن : ثمر درختى است در بنگاله مىشود و كثير الوجود و درخت آن به قدر درخت آلو و پنياله و پرخار و برگ آن نيز شبيه به برگ آلو و پنياله و ثمر آن خوشه‌دار و هر خوشه هفت هشت تا ده دانه و به بزرگى آلوى كوچكى و پنياله و سفيد رنگ و طعم آن در خامى ترش و بعد از رسيدن ميخوش مىگردد و در جوف بعضى آن سه دانه و بعضى چهاردانه شبيه به دانه‌هاى شريفه و كتهل كه كوه نامند و در جوف دانه‌هاى آن تخمى بنفش رنگ نرم لزج لعابى . طبيعت آن : سرد و تر . افعال و خواص آن : مسكن حدت صفرا و خون و جهت بعض امراض دمويه و صفراويه نافع و شربت آن نيز جهت امراض مذكوره نافع . فصل اللام مع الجيم لجالو به فتح لام و جيم و الف و ضم لام و سكون واو لغت هندى است . ماهيت آن : گياهى است كه در كنار آبها و زمينهاى نمناك مىرويد و در موسم باران بيشتر و دو قسم مىباشد قسمى در خشكى و زمينهاى نمناك مىرويد نبات آن به يك ذرع و شاخ‌هاى آن باريك و برگ آن ريزه باريك شبيه به برگ ام غيلان و از آن ريزه‌تر و قسم دويّم مايى كه در كنار آب و غديرها مىرويد و اين مفروش بر روى زمين مىباشد و در شاخ و برگ شبيه بدان قسم و از خواص هر دو قسم است كه چون دست نزديك آن برند و بدان رسانند برگ‌هاى آن به هم مجتمع مىگردند و چون دست را بكشند و از آن دور نمايند بعد از اندك زمانى از هم باز مىگردند به حالت اصلى خود و از جمله ادويه عظيم النفع است نزد اهل هند و به اصطلاح خود آن را از رساين مىدانند . طبيعت آن : در دويّم سرد و تر . افعال و خواص آن : محلل و جالى و منضج و مفتح و به جهت فساد خون و امراض حادثه از آن و امراض صفراويه شرباً نافع و قطور آب آن جهت ناصور و زخمهاى كهنه مفيد و گويند چون آفتاب در برج سرطان و در منزل نثره باشد كه به هندى پكهه فچهتر نامند بروند بر كنار غديرى كه در آنجا گياه لجالو باشد و اولًا غسل بكنند و قدرى شيرينى تصدق نمايند و بخور منسوب به زحل بسوزانند مانند مقل ازرق با روغن سرشف پس آن گياه را از ريشه بركنند به نحوى كه سايه آن كس بر آن نيفتد و در سايه خشك نمايند و باز چون ماه در آن منزل آيد نرم كوفته بيخته به قدر فلفلى از آن را با شير گاو تازه دوشيده ممزوج كرده اين منتر را هفت مرتبه بر آن خوانده بنوشند منتر اين است : بسم الله الرحمن الرحيم دولها امرت دولها سنكه ادان نمونمو بشواد تا سه هفته هر هفته هر روز بدين نحو بخورند در هفته اول امراض سوداوى و حميات ربع و مركبه دفع گردد و در هفته دويّم بواسير و نواصير و يرقان و امثال اينها زايل گردد و در هفته سيّم جذام و بهق و قوبا و آتشك و مانند اينها بر طرف گردد بعون الله تعالى و بالجمله مداومت بدان قواى حيوانى بيفزايد و از اسرار است نزد ايشان . فصل اللام مع الحاء المهمله لحم به فتح لام و سكون حاى مهمله و ميم لغت عربى است جمع آن لحوم آمده به فارسى گوشت و به هندى ماس نامند . ماهيت آن : معروف و منعقد از خون است و فاعل انعقاد آن حرارت فاضله و در بدن حيوان براى حشو و فاصله و حايل بودن ميان اعصاب و عروق و اوتار و غيرها و استخوان و حافظ و مانع بودن آنها از التوا در حركت مختلفه و فسخ و رض از صدمات خارجى و براى ترطيب اعصاب و عروق و غيرها و حسن منظر و نيكويى هيأت شكل و غيرها از منافعى كه مفصلًا در كتب كليات مذكور است و اقسام مىباشد به حسب اقسام حيوان و اعضاى آن